به گزارش خبرنگار سیمناد در چند هفته اخیر با تعطیلی موقت مدارس به دلیل آلودگی هوا یا شیوع آنفولانزا در برخی شهرها، بار دیگر بحث بازگشت به «آموزش مجازی» در ایران مطرح شده است. اما داده‌ها و آمارهای رسمی حکایت از آن دارد که آموزش آنلاین هنوز نتوانسته جایگاه پایدار و واقعی خود را در نظام آموزشی کشور پیدا کند. گزارش‌های رسمی از جمله سخنان مقامات وزارت آموزش و پرورش نشان می‌دهند که حدود ۳۰ درصد از دانش-آموزان کشور به «وسایل هوشمند ارتباطی یا اینترنت» لازم برای آموزش مجازی دسترسی ندارند. معادل این وضعیت، در سال‌های اخیر گزارش شد که حدود ۳ میلیون دانش-آموز فاقد هر گونه گوشی هوشمند یا تبلت هستند. افزون بر این، برخی مقامات وزارت آموزش و پرورش و رسانه‌ها تأکید کرده‌اند که حتی پس از اهدای تبلت توسط خیرین، تعداد بسیاری از دانش‌آموزان همچنان بدون ابزار مستقل — یا با «ابزار عاریه‌ای» (مثلاً گوشی والدین) — در کلاس‌های آنلاین حاضرند.

این آمار نشان می‌دهد که زیرساخت سخت‌افزاری — که برای آموزش مجازی لازم است — برای بخش معناداری از دانش‌آموزان فراهم نیست؛ بنابراین آموزش مجازی به‌صورت فراگیر و برابر اجرا نمی‌شود و بخش مهمی از جمعیت دانش‌آموزی از دسترسی محروم‌اند.از نظر اینترنت و کیفیت اتصال نیز چالش قابل توجهی وجود دارد: اگرچه گزارش‌هایی از افزایش دسترسی اینترنت در روستاها منتشر شده‌اند (مثلاً برخی منابع ادعا کرده‌اند بیش از ۹۸ درصد از روستاها به اینترنت «دستگاه-بر» متصل شده‌اند) اما دسترسی گسترده به اینترنت پایدار و با کیفیت ــ به‌ویژه در مناطق محروم ــ یا تضمین نشده است، و براساس گزارش سازمان‌های مستقل، کیفیت پایین اینترنت و نوسان آن، همراه با اختلالات و محدودیت‌های شبکه، مانع جدی در مسیر آموزش آنلاین است از سوی دیگر، وضعیت استمرار آموزش نیز به‌شدت آسیب دیده است: بر اساس گزارشی اخیراً منتشر شده، در چهار ماه نخست سال تحصیلی گذشته— یعنی از ۱ مهر تا ۲۲ دی ۱۴۰۳ — از مجموع ۸۰ روز کاری، دست‌کم ۴۳ روز به‌صورت تعطیلی یا آموزش غیرحضوری بوده است؛ یعنی بیش از نیمی از روزهای آموزشی این یعنی عملاً زمان واقعی آموزش کاهش یافته و دانش‌آموزان فرصت حضور مداوم در کلاس ندارند. وضعیت در سال تحصیلی جاری – یعنی ۱۴۰۴- نیز تفاوت چندانی نکرده است. در برخی از شهرهای بزرگ عواملی چون آلودگی هوا و شیوع آنفولانزا مدارس را در بازه نیمسال نخست بین ده تا بیست روز تعطیل یا غیرحضوری کرده است.

علاوه بر فقدان ابزار و اتصال، مسئله دیگری که کمتر مورد توجه قرار گرفته است، «نظارت و سازوکار اجرای کلاس مجازی» است. اگرچه شاد به عنوان پلتفرم اصلی آموزش مجازی معرفی شد و میلیون‌ها دانش‌آموز و معلم عضو آن هستند، اما داده‌های رسمی و گزارش‌های آموزشی بیان می‌کنند که سهم قابل توجهی از دانش‌آموزان به دلیل عدم دسترسی به ابزار هوشمند از حضور در «شاد» محروم‌اند. همچنین برخی معلمان و کارشناسان آموزشی درباره کیفیت پایین آموزش در بستر شاد با ضعف‌های جدی در تعامل، پیگیری و ارزیابی دانش‌آموزان هشدار داده‌اند.از این رو وضعیت فعلی حاکی است که ادامه کلاس‌ها به‌صورت مجازی بیشتر یک «تمهید اضطراری» است، نه جایگزینی پایدار و مؤثر برای آموزش حضوری. توزیع نامتوازن ابزار و اینترنت، کیفیت متغیر اتصال، نبود سازوکار نظارت و ارزیابی منظم و نیز ناپیوستگی در روند آموزش — همه دست به دست داده‌اند تا «عدالت آموزشی» در موج جدید آموزش آنلاین تضعیف شود.با این حال اگر وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات و وزارت آموزش و پرورش عزم جدی برای جبران شکاف دیجیتال داشته باشند — یعنی تأمین تبلت / گوشی برای همه دانش‌آموزان بدون ابزار، تضمین اینترنت پایدار با سرعت و پهنای باند مناسب در سراسر کشور، و نیز آموزش معلمان و مدیران برای اداره اثربخش کلاس‌های آنلاین و ایجاد سازوکار منظم حضور/غیاب، ارزیابی و تعامل — آموزش مجازی می‌تواند حرفی برای گفتن داشته باشد.اما با توجه به داده‌های موجود، روشن است که آموزش مجازی در شرایط فعلی «به جایگاه اصلی خود نرسیده است». آنچه هست مجموعه‌ای از اقدامات مقطعی و پراکنده است که در بحران (آلودگی هوا، بیماری، تعطیلی) به‌کار می‌آید، ولی نه ساختار دائمی و فراگیر دارد، نه ضمانت کیفیت و عدالت آموزشی.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *